تبليغاتX
شهر آبی قصه
 ادگار هجده ساله می‌خواهد به تنهایی با دنیا روبه‌رو شود و به آلن ثابت کند که می‌تواند روی پای خودش بایستد. او می‌خواهد مشهور باشد تا همه در باره‌اش حرف بزنند و حتی بدنامی را به این‌که اصلاً توسط دنیا نادیده گرفته شود ترجیح می‌دهد...

كتاب
 ادگار آلن پو
فريبا حاج دايي   ص 74

+ نوشته شده توسط فریبا حاج دایی در شنبه سی ام آبان 1388 و ساعت 22:39 |
+ نوشته شده توسط فریبا حاج دایی در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 و ساعت 18:35 |
نگاهي به مجموعه داستان«قطار در حال حركت است» ميترا داور
قلم طناز«داور»
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
 
قلم طناز«داور»

فريبا حاج‌دايي:مجموعه داستان«قطار در حال حركت است» نوشته ميترا داور به تازگي از سوي انتشارات هيلا -ققنوس منتشر شده است. اين كتاب شامل ١٦ داستان كوتاه است كه با مضموني اجتماعي و قلمي طناز نوشته شده‌اند. ميترا داور دنياي اطرافش را به خوبي ديده و با ارائه تصاويري موجز، فشارهاي بيروني وارد آمده بر آدمي‌ و تاثير موحش آن بر روح و روان او را، بي‌هيچ قضاوتي، در معرض ديد خواننده‌ مي‌گذارد تا جايي كه خواننده به خود مي‌گويد: «يعني نمي‌شد جور ديگري زندگي كرد؟!» داستان‌هاي او راه‌حل نمي‌دهد و تنها در ذهن خواننده سوال ايجاد مي‌كند.

آدم‌هاي داستاني او جبونند؛ به كثافت خو كرده‌اند؛ بي‌رحمند؛ مستأصلند و به‌رغم تمامي اينها دوست‌داشتني هستند، چرا كه آدمند و بنده شرايط. اولين داستان كتاب «حق مساوي» نمونه خوبي بر اين مدعا است. آدم‌هايي (زن و مرد) كه در فضاي كارگاهي كار مي‌كنند به آزار زن حامله‌اي مي‌پردازند كه به‌زودي به مرخصي چهارماهه زايمان خواهد رفت. او مرخصي خواهد داشت و پولش را هم خواهد گرفت و براي همين هدف حسدورزي‌هاي همكارانش قرار مي‌گيرد. آنها با گوشه و كنايه كلافه‌اش مي‌كنند؛ جلوي دستشويي رفتنش را مي‌گيرند و حتي تا آنجا پيش مي‌روند كه مردي را كه گاهي به او كمك مي‌كرده، كتك مي‌زنند و تهمت‌هاي ناروا بارش مي‌كنند. اين آدم‌ها كه در شرايط ديگري مي‌توانستند سرشار از رحم و انصاف باشند با بي‌انصافي تمام به آزار زني مي‌پردازند كه مانند هر زن پابه‌ماه ديگري شايد ضعيف‌ترين يا قابل‌ترحم‌ترين موجود جهان است.

درج شده در روزنامه فرهیختگان اینجا


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فریبا حاج دایی در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 15:23 |